۴۲
پرسید : می دانی عدد ستارگان آسمان را ؟
گفتم : اندکی صبر کن ٬
شمردم ٬گفتم ۴۲ تاست
پریسد : از کجا می دانی ؟
گفتم : همین قدر درون چشمانت جا شده بود . . .
نمی دانست هنوز وسعت آسمان مرا !
پرسید : می دانی عدد ستارگان آسمان را ؟
گفتم : اندکی صبر کن ٬
شمردم ٬گفتم ۴۲ تاست
پریسد : از کجا می دانی ؟
گفتم : همین قدر درون چشمانت جا شده بود . . .
نمی دانست هنوز وسعت آسمان مرا !