باران(۱)

بدست سالک

طلوع بارانی شب تو را ٬‌
تنها از پشت پنجره های بسته دوست دارم ٬‌
نگاه کنم باران را ٬‌
و فقط خیسی شیشه ببینم ٬‌
و مخدوش تصویر خودم را ٬‌
در انعکاس آینه ای قطره ها  . . .